ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
201
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) درخت برگ خود را مىريزد . عبيد اللّه بن موسى عبسىّ از موسى بن عبيدة ربذى ، از زيد بن اسلم ، از ابو سعيد خدرىّ نقل مىكند كه مىگفته است * به حضور پيامبر ( ص ) رفتيم و تبى چندان سخت داشت كه هيچ تنى از ما نمىتوانست دست بر بدن آن حضرت بگذارد . تسبيح گفتم . [ 1 ] پيامبر ( ص ) فرمود : گرفتارتر و سختآزمونتر از پيامبران كسى نيست ، و البته همچنان كه ما را بلا و آزمايش سختتر است اجر و پاداش نيز بيشتر است ، گاه بر يكى از پيامبران شپش چيره آمده او را كشته است و گاه پيامبرى چندان برهنه بوده كه براى ستر عورت خود چيزى جز عباى ژنده نداشته و همان را بر خود مىپيچيده است . خالد بن خداش از عبد اللّه بن وهب ، از هشام بن سعد ، از يزيد بن اسلم ، از عطاء بن يسار نقل مىكند كه * ابو سعيد خدرىّ به حضور پيامبر ( ص ) آمد و آن حضرت تب داشت و بر بدن خود قطيفهيى كشيده بود . ابو سعيد دست بر قطيفه نهاده حرارت زياد بدن پيامبر ( ص ) را احساس كرده گفت : چه تب سختى . فرمود : آرى ، همچنان كه بلا بر ما سختتر است ، اجر و پاداش ما نيز بيشتر است . ابو سعيد پرسيد : از مردم چه كسانى مبتلاترند ؟ فرمود : پيامبران . پرسيد : سپس چه كسانى ؟ فرمود : صالحان ، گاه از ايشان يكى به چنان فقرى دچار مىآيد كه چيزى جز عباى ژندهيى ندارد و همان را بر خود مىپيچد يا گرفتار شپش مىشود ، چنان كه مىميرد و صالحان به فقر و بلا خشنودتر از يكى از شما در عطا و نعمتاند . عفّان بن مسلم از ابو هلال ، از بكر بن عبد اللّه نقل مىكند كه * عمر به حضور رسول خدا آمد و آن حضرت گرفتار تب و نوبه بود . عمر دست بر بدن پيامبر ( ص ) نهاده از گرماى تب دستش را كنار كشيده گفت : اى رسول خدا اين تب و نوبه چه سخت است . فرمود : خداى را سپاسگزارم كه با وجود همين تب ، ديشب هفتاد سوره از قرآن تلاوت كردهام و هفت سوره از سورههاى بزرگ بوده است . [ 2 ] عمر گفت : اى رسول خدا ، خداوند لغزشهاى گذشته و آينده تو را بخشيده است ، آيا بهتر آن نيست كمى مراعات حال خود را فرموده از سنگينى كار بكاهى ؟ فرمود : آيا بندهء سپاسگزارى نباشم ؟ يزيد بن هارون و ابو اسامه از هشام ، از حسن نقل مىكنند كه مىگفته است
--> [ 1 ] . ظاهرا براى بيان شگفتى تسبيح گفتهاند . - م . [ 2 ] . شايد منظور در قرائت نماز شب باشد . - م .